وفای به عهد، یکی از نشانه های ایمان است. در روایت آمده است: «مِن دلائِلِ الایمان، الوفاءُ بِالعهدِ.» وقتی به صحنه عاشورا می نگریم، در یک سو نمونه های برجسته ای از وفاداری را می بینیم و در سوی دیگر، نمونه های زشتی از عهد شکنی و بی وفایی و زیر پا نهادن تعهّدات را.
یکی از مهمترین نقاط ضعف کوفیان نیز همین بی وفایی بود؛ چه در بیعتی که با مسلم بن عقیل کردند و قول یاریش دادند و نهایتاً تنهایش گذاشتند و چه نامه هایی که به امام حسین علیه السلام نوشته و وعده نصرت دادند؛

ولی نه تنها به یاری حجت خدا بر نخاستند که در صف دشمنان او قرار گرفتند؛ به گونه ای که امام علیه السلام در سخنی که با لشکریان حرّ داشتند، فرمودند: «اگر اهل وفا به پیمان نیستید و عهد خود را شکسته اید، به جانم سوگند، این روش از شما کوفیان چندان ناشناخته و شگفت نیست؛ شما با پدرم، برادرم و با پسر عمویم، مسلم بن عقیل نیز این چنین کردید.»
در برابر این همه غدر و بی وفایی، خود امام حسین علیه السلام، نماد وفاداری است و در این راه، جان، کمترین هدیه ای است که در راه محبوب کنار نهاده است. اصحاب حضرت نیز، بهترین یاران از حیث وفاداری هستند. چه آنکه وقتی امام علیه السلام در شب عاشورا از کشته شدن تک تک آنان خبر داد، نه تنها خم به ابرو نیاوردند که با بیان کلماتی حیرت انگیز، آمادگی خویش را برای بذل جان در رکاب حضرتش اعلام کردند و با آنکه حضرت، بیعت خود را از آنان برداشت، جانانه ایستادند و دست از یاری حجت حق برنداشتند. لذا حضرت فرمود: «من با وفاتر و بهتر از اصحابم، اصحابی را نمی شناسم.»
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 17 آذر 1390 توسط امیر قربانی
این نکتهای است که حضرت امام خمینی(ره) نیز با این بیان که عاشورا باید بهعنوان رویدادی تلقی شود که در طول تاریخ میتواند درسآموز بوده و پایههای ستم و استبداد را از بیخ و بن براندازد، از آن یاد کردهاند: «واقعه عظیم عاشورا از سال 61هجری تا خرداد 42 و از آن زمان تا قیام حضرت بقیهالله ارواحنا لمقدمه الفداه، در هر مقطعی انقلابساز است».(1) از این روی است که بسیاری از نهضتهای سیاسی نظیر حرکت توابین، مردم مدینه، قیام مختار، نهضت زیدبن علی، قیام محمد نفس زکیه و ابراهیم فرزندان عبدالله و... تا قیام و نهضت مقدس ملت ایران به رهبری امام خمینی(ره) همه و همه با الهام از عاشورا سازماندهی شدهاند.

اقبال لاهوری، استقلال و نجات پاکستان را مرهون قیام عاشورا دانسته و گاندی، نیز نهضت عاشورا را الهامبخش خود در رهایی هندوستان میداند. (2) در یک کلمه اگر نهضت بزرگ عاشورا را الگو و اسوه همه حرکتهای حقطلبانه و عدالتخواهانه بدانیم سخنی به گزاف نگفتهایم. و در واقع همانگونه که نویسنده شهیر مصری، عباس محمود عقاد، تصریح کرده است: «نه تنها مسلمانان بلکه غیرمسلمانان از این حادثه درس جوانمردی، ایثار و مقاومت در برابر ستمگران گرفتند؛ از سفیر مسیحی که در همان مجلس یزید به او اعتراض کرد بگیریم تا برسیم به قرون میانه، تا روزگار خودمان».(3)
عاشورا دانشگاهی است که همه طبقات از زن و مرد، کوچک و بزرگ، باسواد و بیسواد، سیاه و سفید، مسلمان و غیرمسلمان از استادان بنامی چون: حسین بن علی(ع)، قمر بنی هاشم و زینب کبری درس میآموزند وصد افسوس که ما تاکنون نتوانستهایم ارزشهای عاشورا را آنچنان که شاید و باید به منصه ظهور برسانیم و نه به جوامع جهانی بشناسانیم.
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 15 آذر 1390 توسط امیر قربانی
عاشورا حادثهاي نبود كه در يك روز در سال 61 هجري اتفاق بيفتد و از قبل و بعد خود جدا باشد هم ريشه در حوادث پيشين و تحولات اجتماعي جامعه اسلامي از زمان رحلت پيامبر اكرم(ص) تا 60 هجري داشت و هم دستاورهاي آن و آثار و پيامدهايي كه در انديشه و عمل مسلمانان داشته تا امروز گسترده شده و تا دامنه قيامت امتداد خواهد يافت.
با آن همه بهرهبرداريهاي حماسي، مبارزاتي، تربيتي و معنوي كه تاكنون از قيام كربلا و شهادت اباعبدالله الحسين(ع) شده، به نظر ميرسد غناي محتوايي اين نهضت خدايي، بسيار بيش از آن است كه تاكنون صورت گرفته و مطرح بوده است و امروزيان و آيندگان بيش از گذشتگان بايد از اين كوثر ايمان و يقين بنوشند و سيراب شوند و تشنگان حقيقت ناب را هم سيراب سازند.
از اين رو با همه گامهاي ارزشمندي كه تاكنون در شناختن و شناساندن ابعاد اين حماسه ماندگار برداشته شده است زمينه برداشتن گامهاي اساسيتر و عميقتر در اين عرصه فرهنگي، سياسي و اجتماعي همچنان باقي است و هر زمان به شكلي و در قالبي نوتر و راهبرديتر ميتوان درسهايي از اين رخداد بزرگ آموخت و نشر داد تا دل و جانهاي حقجو، مجذوب جلوهها و زيباييهاي اين حماسه بزرگ شوند.
اما آنچه كه رغبت و انگيزه مسلمانان براي ماندگارتر كردن عاشورا را بيش از پيش ميكند، اهداف نهضت عاشورا است كه به اختصار به آنها ميپردازيم.
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 15 آذر 1390 توسط امیر قربانی
كوتاهي و سستي خواص از اداي تكليف و انجام وظيفه يكي از عوامل زمينه ساز رويداد عاشورا است. نقش خواص در تحولات و دگرگونيهاي اجتماعي و سياسي از مسائلي است كه ترديدي در آن نيست.
يكي از اساسي ترين ابعاد حادثه عاشورا، درس ها و عبرت هاي اين نهضت است.

درس هاي عاشورا همواره بحثي زنده، حيات بخش و حركت آفرين است. هر چند اين رويداد در مكان و زمان محدودي به وقوع پيوست اما درس هاي آن ويژه زمان و مكان خاصي نيست. عدالت خواهي و ستم ستيزي، عزت، پاسداري از اسلام و ارزشهاي اسلامي، شهادت در راه خدا، جمع ميان سياست و معنويت، امر به معروف و نهي از منكر از جمله درس هاي مهم در عرصه رفتارسياسي رويداد عاشورا است.
نويسنده پس از تبيين مسائل ياد شده و بيان نمونه هايي از آن در كلام و رفتار امام حسين (ع)، به بررسي عبرت هاي عاشورا مي پردازد. وي تحليل عوامل زمينه ساز حادثه عاشورا را مايه عبرت جامعه اسلامي و نظام ديني دانسته، مهم ترين آن ها را تحت عنوان دگرگوني ارزش ها و آرمان هاي حاكم بر جامعه نبوي و كوتاهي خواص از انجام رسالت خود، بازگو مي نمايد. جدايي مردم از اهل بيت (ع) و دنياگرايي خواص از جمله موضوعاتي است كه در اين بخش مورد توجه قرار گرفته است
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 15 آذر 1390 توسط امیر قربانی
یکی از درس های نهضت عاشورا، مسئله ولایت پذیری است. به همین دلیل است که همه یاران امام حسین علیه السلام در شب عاشورا با بیعت دوباره خویش، اعلام وفاداری کردند تا درسی فراموش ناشدنی برای نسل های بعد باشد. در شب عاشورا، وقتی سخن از شهادت به میان آمد، حضرت عباس علیه السلام عرض کرد: «خداوند هرگز چنین روزی را برای ما نیاورد که تو را تنها بگذاریم». سپس مسلم بن عوسجه گفت: «من تا آخرین قطره خون، در راه تو خواهم جنگید و اگر هیچ سلاحی نداشته باشم، با سنگ و کلوخ به جنگشان خواهم رفت». همین طور دیگر اصحاب هم به سهم خویش اعلام وفاداری کردند. امام نیز در برابر این همه صفا، صمیمیت، پاکی و خلوص، با بیانی زیبا فرمود: «من اصحابی والاتر و بهتر از اصحاب خود نمی شناسم و خاندانی نیکوکارتر و بهتر از خاندانم سراغ ندارم. خدا به همه شما جزای خیر دهد».
پاسداری از حریم دین، از اهداف اساسی نهضت عاشوراست. قافله سالار شهیدان، حضرت امام حسین علیه السلام می فرماید: «اگر دین جدم پیامبر صلی الله علیه و آله جز به کشته شدنم استوار نمی ماند، پس ای شمشیرها مرا فرا گیرید». حضرت سیدالشهدا علیه السلام و یاران فداکارش، تمام مقصد خود را پاس داشت مکتب و ارزش های اصیل آن می دانند و درس پاسداری از حریم دین را به دیگران می آموزند. آن هنگام که دست حضرت ابوالفضل علیه السلام علمدار بزرگ کربلا قطع می شود، چنین می فرماید: «به خدا سوگند، گرچه دست راستم قطع کردید، ولی من تا زنده هستم، از آیین خود و از امام و پیشوایم که در ایمان، فرد صادقی است و فرزند پیامبر و پاک وامین است، دفاع می کنم».
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 15 آذر 1390 توسط امیر قربانی
حجت الاسلام محمد رضا حسین زاده امروز در جمع عزاداران ابا عبدالله الحسین (ع) در مسجد علی ابن ابیطالب(ع) این شهر با بیان اینكه اگر در جامعهای امر به معروف و نهی از منكر صورت نگیرد، جامعه به خطر میافتد، افزود: آسیبهایی كه در جامعه رخ میدهد به خاطر عدم وجود یا عدم تبلیغ صحیح امر به معروف و نهی از منكر است.
وی به واقعه كربلا اشاره كرد و گفت: این واقعه 50 سال بعد از رحلت پیامبر اكرم (ص) و زمانی كه دین اسلام دچار آسیبها و تحریفات زیادی توسط دشمنان شده بود، رخ داد.

وی با اشاره به اینكه انقلاب اسلامی ایران از نهضت عاشورا الگو گرفته است، اضافه كرد: امروزه جمهوری اسلامی ایران به عنوان یك الگوی برتر در سطح جهان مطرح است.
حجت لاسلام حسین زاده با بیان اینكه یكی از ویژگیهای فرهنگ عاشورا فرهنگ ایثار و شهادت است، گفت: مردم مسلمان ایران در راستای رسیدن به اهداف الهی، حفظ اسلام و ترویج ارزشهای اسلامی ایثار و فداكاری زیادی را از خود نشان داده و هزاران شهید تقدیم اسلام كردند.
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 15 آذر 1390 توسط امیر قربانی
حسين (ع ) معلم بشريت
حسین بن على درس غيرت به مردم داد، درس تحمل و بردبارى به مردم داد، درس تحمل شدايد و سختى ها به مردم داد، اينها براى ملت مسلمان درس هاى بسيار بزرگى بود، پس اينكه مى گويند: حسين بن على چه كرد و چطور شد كه دين اسلام زنده شد، جوابش همين است ؟ حسين بن على روح تازه دميد، خونها را به جوش آورد، غيرتها بار تحريك كرد، عشق و ايده آل به مردم داد، حس استغناء در مردم به وجود آورد، درس صبر و تحمل و بردبارى و مقاومت و ايستادگى در مقابل شدايد به مردم داد، ترس را ريخت ، همان مردمى كه تا آن مقدار مى ترسيدند، تبديل به يك عده مردم شجاع و دلاور شدند.
درس زندگى همراه عزت
مى آييم روز عاشورا، مى بينيم تا آخرين لحظات حيات حسين عليه السلام مكرمت و بزرگوارى ؛ يعنى همان محور اخلاق اسلامى ، محور تربيت اسلامى در كلمات او وجود دارد. در جواب فرستاده ابن زياد مى گويد: لا اعطيكم بيدى اعطاء الذليل و لا افر فرار العبيد؛ من مانند يك آدم پست و دست به دست شما نمى دهم ، مانند يك بنده و برده هرگز نمى آيم اقرار بكنم كه من اشتباه كردم ، چنين چيزى محال است ، بالاتر از اين در همان حالى كه دارد مى جنگد؛ يعنى در حالى كه تمام اصحابش كشته شده اند، تمام نزديكان و اقاربش شهيد شده اند، كشته هاى فرزندان رشيدش را در مقابل چشمش مى بيند، برادرانش را قلم شده در مقابل چشمش مى بيند و به چشم دل مى بيند كه تا چند ساعت ديگر مى ريزند در خيام حرمش و اهل بيتش را هم اسير مى كنند، در عين حال در همان حال كه مى جنگد شعار مى دهد، شعار حكومت سيادت و آقايى ، اما نه آقايى به معنى اينكه من بايد رئيس باشم و تو مرئوس (بلكه به اين معنى كه ) من آقايى هستم كه آقاييم به من اجازه نمى دهد كه به يك صفت پست تن بدهم :الموت خير من ركوب العار
والعار اولى من دخول النار
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 15 آذر 1390 توسط امیر قربانی



